ای که بک آپ گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه بک آپ پرید..

بک آپ گرفتن از نوشته ها از همه چیز مهم تر است

گذشته را تا کی باید هارد به هارد کرد؛ تا کی باید دفترخاطرات را تویه گنجه پنهان کرد، تا کسی عواطف پنهانت را نخواند. یک جایی به بعد می شوی ،همان آب از سر گذشته ای که، دیگر برای از دست رفتن عکس های قدیمیت و نوشته های چند سال پیشت ،سوگواری نمی کنی . ادامه خواندن “ای که بک آپ گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه بک آپ پرید..”

میل به نوشتن با نوشتن ارضا می شود ، اما میل به خوانده شدن مشکلات خودش را دارد …

نوشتن و منتشر کردن آن

دراز می کشم روی کاناپهِ کنارِ پنجره،واتساپ را باز می کنم، ،پیج هایی که پیام سین نشده دارند را  یک بار باز و بسته می کنم تا شمارنده پیام های نخوانده صفر شود. از کانتر این پیام های نخوانده بیزارم ، گاهی پیش آمده که نمی خوانمشان و فقط وانمود می کنم که خوانده ام ادامه خواندن “میل به نوشتن با نوشتن ارضا می شود ، اما میل به خوانده شدن مشکلات خودش را دارد …”

نقطه چین های متولد شده

نقش داستان در زندگی

دوست دارم اسم اولین مجموعه داستانی که چاپ می کنم، “نقطه چین های متولد شده” باشد، همه ما تویه زندگی روزهای بیشماری را تجربه کرده ایم،روزهای سخت ، روزهای معمولی اما شاد و لذت بخش ،کلمه های بسیاری را صرف بیان خشم ها و عواطف و بیان روزمره گی هایمان کرده ایم و بسیارحرف هایی که هیچ وقت بر زبان نیاوردیم و در خودمان حل کردیم . ادامه خواندن “نقطه چین های متولد شده”

۱۰۰۰کلمه نوشتن روزانه فراموش نشود

1000کلمه عادت به نوشتن


صدای جلز و ولزش تمام ذهنم را پر کرده است . به تمام کردن ۱۰۰۰ کلمه امروزم فکر می کنم ،دست هایم روی کیبورد می رقصند و ضرب می زنند ،صدای موزیک را کم می کنم، تمرکزم را بهم می زند؛ تعداد کلمات۵۳۸ ،چاوشی تویه گوشم زمزمه می کند”چشات از صد تا غزل بهتر شد” تند تند می نویسم .چند جمله یکبار سرم را بلند می کنم و غلط های های تایپی را اصلاح می کنم چه جاهایی که به جای’ پ’ حرف ‘ژ’ زده ام .

ادامه خواندن “۱۰۰۰کلمه نوشتن روزانه فراموش نشود”