۱۰۰۰کلمه نوشتن روزانه فراموش نشود

1000کلمه عادت به نوشتن


صدای جلز و ولزش تمام ذهنم را پر کرده است . به تمام کردن ۱۰۰۰ کلمه امروزم فکر می کنم ،دست هایم روی کیبورد می رقصند و ضرب می زنند ،صدای موزیک را کم می کنم، تمرکزم را بهم می زند؛ تعداد کلمات۵۳۸ ،چاوشی تویه گوشم زمزمه می کند”چشات از صد تا غزل بهتر شد” تند تند می نویسم .چند جمله یکبار سرم را بلند می کنم و غلط های های تایپی را اصلاح می کنم چه جاهایی که به جای’ پ’ حرف ‘ژ’ زده ام .

حالا کم کم بوی کتلت های یه وربرشته تویه دماغم می پیچد و ازآنجا تویه مغزکنار کلماتی می نشیند، که صف کشیده اند تا نوشته شوند ؛می نویسم “کتلت با گوشت شتر مرغ و سس کچاپ از آن خیلی تندها چقدر می چسبد” ؛آب دهنم را قورت می دهم،کلمه۸۲۱ ،تا ۱۰۰۰ تایی شدنش باید بنویسم بعد یک نگاهی به جملات می اندازم کتلت و سس کچاپ این را چرا نوشتم! اصلا کی گفته حتما ۱۰۰۰ کلمه باید بشود از این چهارچوب ها خیلی بدم می آید کنترل به علاوه اس خلاص .تهش بشود ۸۲۱ کلمه چه توفیری دارد، تو که بهتر می دانی  کلمات هر معجزه ای کنند آدم را سیر نمی کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.